www.urmiavakil.com
حقوق ثبت ـ قسمت اول بوسيله ى دكتر احمد هاشمي موضوعي كه به من محول شده تا درخدمت شما باشم، بحث مقررات ثبتي است. چون قبلاً در ثبت حضور داشتم و گاهي مشكلات قضات محترم و همكاران ثبتي را مشاهده ميكردم و در مواردي، تعارض يا اختلاف نظر، حاصل ميشد، معمولاً اين موضوعات را به علاوه مواردي كه درخواست شود دراين جلسات مطرح ميكنم. با توجه به شركت قضات در هيأتهاي ثبتي گاهي اختلاف نظر در صلاحيت هيأتهاي نظارت يا شوراي عالي ثبت و مراجع قضائي وجود دارد و اين مسئله نيز قابل بحث و بررسي است. همچنين همكاران قضايي درهيأتهاي موضوع اصلاح مواد 147 و 148 قانون ثبت شركت ميكنند و بعضاً مشكلاتي در اين رابطه دارند. چون آرائي كه در رابطه با اين مواد صادر ميشود به لحاظ اعتراض به دستگاه قضايي گرفتار آن ميشود چون گاهي اين آرأ اصلاً در صلاحيت اين هيأتها نبوده و يك امر قضايي است. علت اين امر شايد ناشي از عدم توجه كافي به قانون مصوب است . مطلب كه ميتوانيم در اين جلسات در مورد آن صحبت كنيم، راجع به حدود صلاحيت اين هيأتهاست .اينكه صلاحيت اين هيأتها تا كجاست و قضات كه درهيأتها هستند چه كار بايد بكنند چراكه قضات دراين هيأتها بايد راهگشا و راهنما باشند. راجع به مقررات ثبت ملك هم لازم ميدانم مواردي مطرح شود چون از جمله گرفتاريهاي قضات است. طرح ماده 22 قانون ثبت يكي از آثار ثبت ملك اين است كه وقتي ملكي بنام مالك طبق قانون در دفتر املاك ثبت شد دولت فقط او را مالك ميشناسد و لاغير (دولت درمعني اعم كلمه)همچنين موضوع ماده 24 قانون ثبت كه اشاره دارد، زماني كه مهلتهاي اعتراض منقضي شد ديگر هيچ دعواي حقوقي و جزايي پذيرفته نميشود در مگر مواردي كه در آن قانون ذكر شده است. لذا اگر از مقررات ثبت ملك مطلع نباشيم چگونه بدانيم كه ملكي بر اساس قانون به ثبت رسيده است يا بر خلاف قانون | |
دكتر ناصر كاتوزيان با بيان اينكه ابهام در واژه عدالت همچنان وجود دارد، اظهار كرد: ابهامي كه در متن عدالت وجود دارد اشكالاتي ايجاد ميكند و هر كس فكر ميكند كاري كه ميكند عادلانه است و تمام تلاش من اين است كه نشان دهم چطور ميتوان پرده از اين ابهام برداشت. به گزارش خبرنگار حقوقي ايسنا، اين استاد برجسته دانشگاه در همايش دولت و تضمينات مربوط به حقوق اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي دربارهي حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي يا گامي به سوي عدالت، عنوان كرد: آنچه در حقوق اهميت بيشتري دارد انسان، خواستهها و خوشبختي اوست و مقصود من در درجهي اول ترغيب قضات، قوهي قضاييه و مقنن است كه عدالت را به عنوان يكي از ارزشهاي قابل اعتماد در حقوق مورد توجه قرار دهد. | |